خارج اصول دوشنبه 15/9/1395 جلسه 24

 

تاريخ: 15/9/1395

------------------

مصادف با: 5 ربیع الاوّل 1438

شمـاره درس: 24

------------------

روز: دو شنبه

 

 

 

 

 

ادامه نکته چهارم: لفظی یا عقلی بودن مسأله

 

بیان شد محقّق بروجردی «رحمة الله علیه» در این مسأله سه ادّعا را مطرح نمودند: یکی ظهور فرمایش قدماء در لفظی نبودن مسأله، دیگری ملازمه لفظی بودن مسأله با صغروی بودن آن و عقلی بودن مسأله با کبروی بودن آن به این معنا که در صورت لفظی بودن نزاع، بحث از اصل ثبوت مفهوم برای این جملات ترکیبیّه می باشد در حالی که در صورت عقلی بودن آن، وجود اصل بناء عقلاء بر ثبوت مفهوم قطعی بوده و بحث از آن است که آیا این بناء حجّیّت دارد یا خیر؟ و ادّعای سوّم قائل شدن ایشان به لفظی نبودن مسأله و بلکه عقلائی بودن آن به این معنا که عقلاء صرف نظر از صدور لفظ از مولی و معنای منطوقی آن، تقیید حکم به قید مانند شرط را نشانه دخالت آن قید در حکم و مطلوب متکلّم می دانند. ادّعای اوّل و دوّم مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در ادامه به نقد و بررسی ادّعای سوّم خواهیم پرداخت.

بیان استاد معظّم

علی التحقیق و همانطور که از ظاهر کلمات قدماء و متأخّرین استفاده می شود، ادّعای بی ارتباطی مبحث مفاهیم به بحث دلالت لفظ و جمله ترکیبیّه صحیح نبوده و این مبحث، مربوط به مدالیل جملات ترکیبیّه می باشد، چون بحث از آن است که آیا جملات ترکیبیّه ای مثل جمله شرطیّه، به لحاظ ترکیب و ارتباط خاصّی که میان مفردات آنها برقرار می باشد، همان طوری که بالمطابقه یا بالتضمّن دلالت بر معنای منطوقی ثبوت الحکم عند ثبوت القید دارند، به دلالت التزامی و نظر به همان خصوصیّت ارتباطی، دلالت بر معنای مفهومی و انتفاء سنخ الحکم عند انتفاء القید نیز دارند یا خیر؟

توضیح مطلب آن است که دلالت الفاظ بر معانی بر دو قسم است:

قسم اوّل دلالت بالمباشرة و بدون واسطه که اگر دلالت بر تمام معنا نماید، دلالت مطابقی بوده و اگر دلالت بر جزء معنی داشته باشد، دلالت تضمّنی می باشد؛

قسم دوّم دلالت بالواسطه یعنی دلالت لفظ بر معنا با وساطت ملازمه میان این معنا و معنای مطابقی لفظ. این قسم از دلالت نیز به اعتبار نوع ارتباط لزومی و ملازمه میان معنای مطابقی و این معنای لازم از دو حال خارج نیست:

حالت اوّل اینکه ارتباط میان معنای مطابقی و معنای لازم، ارتباط لزومی غیر بیّن باشد، یعنی ذهن به صرف تصوّر معنای ملزوم، تصوّر معنای لازم و تصوّر نسبت موجود میان این دو، حکم به ملازمه نمی نماید و برای این حکم، نیازمند یک مقدّمه خارجیّه می باشد مثل ملازمه بین وجوب شیء و وجوب مقدّمه آن و یا ملازمه میان وجوب شیء و حرمت ضدّ آن؛ در اینگونه ملازمه، لفظ هیچ نقشی در دلالت بر معنای لازم نداشته و تمام نقش را در این زمینه، همان مقدّمه خارجیّه ایفاء می نماید، زیرا دلالت الفاظ بر معانی خود مثل دلالت اقم الصلاة، مربوط به عالم تصوّر می باشد در حالی که در ما نحن فیه معنای لازم مثل وجوب مقدّمه صلاة یعنی وضو، ربطی به عالم تصوّر نداشته و از لفظ اقم الصلاة فهمیده نمی شود، بلکه امری تصدیقی است که بعد از تصدیق مقدّمه خارجیّه ای مثل ثبوت ملازمه میان وجوب ذی المقدّمه با وجوب مقدّمه، ثابت می گردد.

امّا حالت دوّم اینکه ارتباط لزومی میان معنای مطابقی و این معنای لازم، ارتباط لزومی بیّن باشد به این معنا که ذهن برای حکم به ملازمه، نیازی به مقدّمه خارجیّه ندارد. این حالت دوّم به دو شکل متصوّر می باشد: یا به محض شنیدن لفظ و دلالت آن بر معنای مطابقی، معنای لازم نیز به ذهن آمده و ذهن، ملازمه را تصدیق می نماید. به این نوع ملازمه، ملازمه بیّن بالمعنی الاخص گفته می شود و یا آنکه به صرف شنیدن لفظ و دلالت آن بر معنای مطابقی، معنای لازم به ذهن نیامده و نیازمند تصوّر لازم و نسبت میان معنای لازم با معنای مطابقی می باشد. به این نوع ملازمه، ملازمه بیّن بالمعنی الاعمّ گفته می شود.

روشن است که از طرفی در هر دو قسم از ملازمه بیّن، انتقال ذهن به معنای لازم، انتقالی تصوّری بوده و ناشی از امری است که مستند به لفظ می باشد: ملازمه بیّن بالمعنی الاخصّ ناشی از تصوّر معنای مطابقی است که بالمباشرة مستند به لفظ است و ملازمه بیّن بالمعنی الاعمّ ناشی از تصوّر معنای مطابقی به اضافه تصوّر لازم و تصوّر نسبت میان این دو می باشد که باز هم مستند به لفظ می باشد؛ و از طرفی دیگر آنچه ناشی از چیزی است که آن چیز مستند به لفظ می باشد، بالواسطه مستند به آن لفظ شناخته شده و مربوط به دلالت لفظ و گستره مدلول لفظی می باشد.

با توجّه به این مقدّمه، مفهوم به معنای انتفاء سنخ الحکم عند انتفاء القید نیز معنای لازمی است که از جمله و به واسطه معنای منطوقی آن، نظر به ارتباط خاصّی که میان مفردات آن معنای منطوقی برقرار می باشد، یا به نحو بیّن بالمعنی الاعمّ و یا به نحو بیّن بالمعنی الاخصّ فهمیده می شود، لذا بحث از مفاهیم یقیناً بحث از مدلول التزامی جمله ترکیبیّه و مربوط به گستره دلالت لفظی جمله ترکیبیّه و گستره مدلول این جمله ترکیبیّه می باشد.

 

«و آخر دعوانا ان الحمد لله ربّ العالمین»